دریاچه ارومیه، دومین دریاچه بزرگ آب شور جهان و بزرگترین دریاچه داخلی ایران، در سالهای اخیر با بحران خشکی شدید مواجه شده است. این دریاچه که زمانی نماد زیبایی و ثروت طبیعی شمال غربی ایران بود، اکنون به دلیل عوامل مختلف در حال کوچک شدن است. حجم آب آن به شدت کاهش یافته و به اندازه یک دهم اندازه سابق خود رسیده است.
مطالعات جدید نشان میدهد که بیش از نیمی از بزرگترین دریاچهها و مخازن آبی جهان در حال خشک شدن هستند. این مشکل در دریاچههایی مانند دریاچه ارومیه، دریای خزر و دریاچه بزرگ نمک آمریکا نیز مشاهده میشود. از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۰، جهان معادل ۱۷ دریاچه مید، بزرگترین مخزن ذخیره آب آمریکا، را از دست داده است. این آمار تقریبا برابر با مقدار آب مصرفی آمریکا در یک سال کامل در سال ۲۰۱۵ است.
افزایش دما، تغییرات آبوهوایی و تغییر مسیر آب در جامعه از اوایل دهه ۱۹۹۰، تریلیونها لیتر آب دریاچههای جهان را در سال کاهش داده است. بررسی دقیق نزدیک به ۲۰۰۰ دریاچه از بزرگترین دریاچههای جهان نشان داد که آنها سالانه حدود ۲۱.۵ تریلیون لیتر آب از دست میدهند. عوامل مؤثر بر خشک شدن دریاچهها عبارتند از افزایش دما و تغییرات آبوهوایی، تغییر مسیر آب در جامعه، کاهش بارندگی و تغییرات جریان رودخانهها و برداشت بیرویه آب از دریاچهها و چاههای غیرمجاز.
براساس آخرین گزارشات شرکت مدیریت منابع آب ایران، برداشت ۱۰۸ درصدی از آبهای زیرزمینی و افزایش ۵ برابری چاههای غیرمجاز در کشور تبدیل به بحران زیست محیطی شده است. مدیرکل دفتر توسعه نظامهای فنی شرکت مدیریت منابع آب ایران در گفتگویی با خبرگزاری فارس از وجود ۷۵ هزار حلقه چاه غیرمجاز در اطراف دریاچه ارومیه خبر داد و گفت: این چاهها بخش عمده منابع جاری به سمت دریاچه را میبلعند. حتی توصیههای توقف بهرهبرداری از چاههای اطراف دریاچه در سالهای ۹۳ و ۹۴ اجرایی نشد. وی همچنین به نقش «انرژی ارزان» در تشدید برداشت بیرویه و نیز کشت محصولات نامناسب در مناطق کمآب اشاره کرد و گفت در برخی موارد، واردات همان محصولات ارزانتر از تولید داخلی آنهاست.
برای مقابله با این بحران و بازگرداندن حیات به این میراث طبیعی، اتخاذ رویکردهای جامع و کاربردی امری اجتنابناپذیر است. نخستین و مهمترین گام، مدیریت صحیح و علمی منابع آبی است. این امر نیازمند اصلاح الگوی کشت در حوضه آبریز دریاچه است؛ به این معنا که کشاورزان باید به سمت کشت محصولات کمآببر و سازگار با اقلیم خشک منطقه هدایت شوند. دولت با ارائه تسهیلات و حمایتهای لازم، میتواند جایگزینی محصولات پرآببر مانند هندوانه و چغندر قند را با محصولات کممصرف و اقتصادیتر تسریع بخشد.
علاوه بر این، برخورد قاطعانه با چاههای غیرمجاز و نصب کنتورهای هوشمند بر روی چاههای مجاز برای نظارت دقیق بر میزان برداشت آب، از جمله اقدامات فنی و حیاتی است که باید با جدیت دنبال شود. همچنین، افزایش راندمان آبیاری در مزارع با استفاده از سیستمهای نوین آبیاری تحت فشار، میتواند ضایعات آب را به حداقل برساند و بخشی از حقآبه زیستمحیطی دریاچه را تامین کند.
در کنار مدیریت مصرف آب، پروژههای انتقال آب از حوضههای آبریز دیگر و مدیریت رهاسازی آب از سدهای بالادستی، باید با برنامهریزی دقیق و هماهنگی سازمانهای متولی انجام شود تا در فصول مناسب، آب لازم برای تغذیه دریاچه تامین گردد. همچنین، لایروبی رودخانهها و کانالهای منتهی به دریاچه برای افزایش سرعت جریان آب و کاهش تبخیر، از دیگر اقدامات موثر است.
احیای دریاچه ارومیه تنها یک مسائل زیستمحیطی نیست، بلکه مسئلهای ملی، امنیتی و اجتماعی است که نیازمند عزمی همگانی و مشارکت تمامی ارکان کشور است. اگرچه تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای اخیر تاثیراتی بر این وضعیت داشتهاند، اما عامل اصلی و انسانی این بحران، مدیریت نادرست منابع آبی و برداشت بیرویه است.
دولت و ملت ایران با درک اهمیت حیاتی این تالاب، در حال تلاش برای جبران مافات هستند. با اجرای دقیق طرحهای احیا، فرهنگسازی برای مصرف بهینه آب و همکاری مردم شریف منطقه، امید میرود که شاهد بازگشت شکوه و زیبایی به دریاچه ارومیه باشیم. حفظ این سرمایه ملی برای نسلهای آینده، وظیفهای همگانی است که باید با مسئولیتپذیری و تعهد به انجام برسد.